تبليغاتX
صحنه آفتاب

صحنه آفتاب
چه رنجی می کشد آن کس که از احساس سرشار است؟

از قرار معلوم هیأت دولت «مالدیو» دو روز پیش جلسه خود را در عمق 6 متری زیر آب

برگزار کرده‌اند. یعنی آقای «محمد ناشید» رئیس جمهور مالدیو با اعضای کابینه‌اش

 لباس غواصی پوشیده‌اند و رفته‌اند زیر آب، جلسه. علت این کارشان هم این بوده که

توجه جهانیان را به خطر قریب‌الوقوع غیر‌قابل سکونت شدن مالدیو به جهت گرم شدن

 زمین و ذوب شدن یخ‌های قطبی جلب نمایند.

1- با توجه به خطر زلزله برای ایران بهتر است هیأت دولت یک جلسه‌شان را بر روی

 صندلی‌هایی با دو پایه برگزار کنند.

2- با توجه به خطرات گوناگون سفر هوایی بد نیست هیأت دولت یک جلسه را کلاً

در توپولوف برگزار کنند.

3- با توجه به خاطر موادمخدر، پیشنهاد می‌شود هیأت دولت یک جلسه را در کوچه

‌پس‌کوچه‌های محله پامنار برگزار کنند.

4- بد نیست هیأت محترم دولت یک جلسه هم در پارک دانشجوی تهران داشته باشند.

چون می‌گویند بابت خاکبرداری ممکن است تئاتر شهر خراب شود. همین!

5- با توجه به مشکلات دانشجویان در خوابگاه‌ها پیشنهاد می‌کنم یک جلسه هیأت

 دولت در کوی دانشگاه برگزار شود.

6- برای رفع شبهات و به عنوان مشت محکم، بد نیست هیأت دولت یک جلسه هم

 در بازداشتگاه کهریزک (البته با حضور مأموران نفوذی در آن بازداشتگاه) برگزار کنند.

7- پیشنهاد می‌کنم هیأت دولت یک جلسه هم در حاشیه یکی از کنسرت‌های

 استاد محمد‌رضا شجریان وطن‌فروش و خائن برگزار نمایند. تا تکلیف جهانیان با ایشان

روشن شود.

9- هیچ کدام از اینها لازم نیست. مالدیوی‌ها می‌خواستند که دنیا یک توجهی به آنها بکند.

 ما که بحمد‌الله به طور کلی از بابت امور متعدده در کانون توجه همه جهانیان هستیم.

 لذا همان سفر‌های استانی را ادامه بدهند کافی‌ است. فقط برای محکم کاری می‌توانند

 در برنامه‌ سفر‌های استانی‌شان سری هم به استان سنگال در آفریقا بزنند و یک توک پا هم

بروند استان ونزوئلایمان را ببینند در آمریکای لاتین.

 



نوشته شده در تاريخ 88/07/27 توسط اميد
طی حکمی از جانب رئیس‌جمهور، مهندس محمد علی‌آبادی به سمت

 «مشاور رئیس‌جمهور در امور زیربنایی» منصوب شد.

خدا را شکر که الباقی وزرا رأی آوردند وگرنه چه پست و مقام‌هایی را باید در 4 سال

 آینده شاهد می‌بودیم. پست‌ها و عناوینی مثل:

1- معاون رئیس‌جمهور در امور احوالپرسی از مهمانان خارجی در حوزه آمریکای لاتین.

2- مشاور معاون اول رئیس‌جمهور در امور اخذ مدارک تحصیلی و بررسی دانشگاه‌های

 معتبر جهانی.

3- رئیس دفتر مشاور معاون رئیس‌جمهور در زیرساخت روبنای کلیه امور محوله.

4- مشاور ارشد رئیس‌جمهور در امور «به‌طور کلی».

5- رئیسِ معاونِ مشاورِ رئیس دفتر رئیس جمهور در باب ارتباطات اسلام‌شناسانه

 و سایر جریانات معنوی در سطح جهانی و غیره...

 



نوشته شده در تاريخ 88/07/20 توسط اميد

فکرش را بکن توی خانه‌ات نشسته باشی، یکباره جماعتی بیایند در بزنند با

بیل و کلنگ بیفتند به جان خانه‌ات که این خانه میراث فرهنگی است و باید

ترمیم شود.

چند سالی است که میراث فرهنگی بزرگان و مفاخری که خانه خراب شده‌اند

 را مد نظر قرار داده و به شدت مشغول ترمیم خانه‌های ایشان است از جمله

مرحوم آیت‌الله مدرس. لذا سال 82 یک میلیارد و صد میلیون تومان بودجه تصویبی

 را برداشتند رفتند یک خانه را ترمیم کردند، بعد معلوم شد آن خانه، مال خانواده

مشهور کتابچی بوده نه مدرس. حالا دوباره دارند در همان کوچه خانه‌ای را به نام

 خانه مدرس ترمیم می‌کنند که معلوم شده خانه نصیرالدوله وزیر فرهنگ

و صنایع مستظرفه رضاشاه است.

با این حساب بعید نیست به زودی شاهد ترمیم بناهای زیر هم باشیم.

1- ترمیم زیرگذر خیابان آزادی، عوض آب‌انبار معیرالممالک.

2- ترمیم برج میلاد، عوض مناره امامزاده زید.

3- ترمیم خانه عمه این جانب در طبقه 15 برج اول از مجموعه ASP، عوض

 خانه پروین اعتصامی.

4- ترمیم شعبه خیابان ولی‌عصر رستوران زنجیره‌ای بوف، عوض موقوفه

 دکتر ایرج افشار.

5- ساخت تندیس امیرحسین مدرس (مجری و بازیگر) به جای

 مرحوم مدرس و نصب آن در میدان بهارستان.

 



نوشته شده در تاريخ 88/07/05 توسط اميد

روزنامه «دیلی اکسپرس» گزارش داده است که: «مردان 2 برابر زنان به همسر،

همکاران و رؤسای خود دروغ می‌گویند. مردان هر روز 6 بار دروغ می‌گویند».

درست است، بنده هم همین نظر را دارم که مردان هر روز 6 بار دروغ می‌گویند،

 لذا دروغ‌های چند نفر را بررسی می‌کنیم.

نفر اول:
دروغ اول: سلام عزیزم. صبحت به خیر، چقدر خوشگل شدی امروز!

دروغ دوم: وا، چه خوب. بابات اینا شب میان خونه‌مون؟ چه عالی خیلی

 خوشحالم کردی.

دروغ سوم: حتماً برات می‌خرم.

دروغ چهارم: الو، عزیزم من الان توی جلسه‌ام.

دروغ پنجم: خورده به در ماشین قرمز شده!

دروغ ششم: اگه بدونی امروز چقدر دلم برات تنگ شده بود؟!

نفر دوم:

دروغ اول: به خدا قیمت خریدش همینه.

دروغ دوم: نه حاج آقا روزه‌م، نوش‌جان.

دروغ سوم: بحمدالله، اوضاع بهتره.

دروغ چهارم: نه خیر حاج‌آقا، مادر بچه‌ها هستند. تماس گرفتند گفتند

التماس دعایشان را به سمع حضرتعالی برسانم.

دروغ پنجم: محتاجیم به دعا.

دروغ ششم: بذار، بچه به دنیا بیاد، براش شناسنامه می‌گیرم.

صیغه‌ای و عقدی نداره، بچه‌م، بچه‌مه.

نفر سوم:
آقای محترم بنده از صبح تا حالا 6 مرتبه عرض کرده‌ام که در اغتشاشات اخیر

هیچ نقشی نداشته‌ام. من رفته بودم نون بخرم.

نفر چهارم:
دروغ اول: دوستت دارم.

دروغ دوم: دوستت دارم.

دروغ سوم: دوستت دارم.

دروغ چهارم: دوستت دارم.

دروغ پنجم: دوستت دارم.

دروغ ششم: خیلی خیلی دوستت دارم.

نفر پنجم:
دروغ اول: به نام خدا

دروغ دوم: به گزارش خبرنگار ما همانطور که در تصاویر می‌بینید.

دروغ سوم: توجه شما را به گزارش مردمی جلب می‌کنم.

دروغ چهارم: کلیه مسئولان خدوم و زحمت‌کش. . .

دروغ پنجم: . . . وی افزود. . .

دروغ ششم: . . . شاد و سربلند باشید.

نفر ششم:
دروغ اول: لطفاً مساعدت شود. امضا: مدیر

دروغ دوم: اقدام مقتضی مبذول گردد. امضا: مدیر

دروغ سوم: در تسریع این امر بکوشید. امضا: مدیر

دروغ چهارم: کاملاً موافقم. امضا: مدیر

دروغ پنجم: انجام شود. امضا: مدیر

دروغ ششم: همکاری گردد. امضا: مدیر

 



نوشته شده در تاريخ 88/06/25 توسط اميد

اسفندیار رحیم‌مشایی، اسلام‌شناس برجسته و رئیس دفتر ریاست جمهوری در مراسم

تودیع و معارفه  وزرای قدیم و جدید علوم در اظهاراتی کاملاً مرتبط با موضوع جلسه

 فرموده‌اند:

«نمی‌خواهم فلسفی صحبت کنم، ذوقی می‌گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که

او را آفرید. ظاهراً خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید.»


1- اگر ممکن است یک قراری بگذاریم ایشان یک جلسه هم فلسفی حرف بزنند.

 چرا فقط اهل ذوق باید با صحبت‌های ایشان حال کنند. فلاسفه هم گناه دارند.

 خیلی اخمو هستند، یک حالی هم به آنها بدهید لطفاً.


2- شما که دستتان توی کار است و اهل ذوقید لطفاً بفرمایید بدهی خداوند به خودش

 چقدر بود؟


3- آیا خداوند متعال با خودش خرده حساب هم داشته؟ اگر نداشته پس چرا علاوه بر

آدم‌های با قدر و قیمت بعضی آدم‌های «دوزاری» مثل سران رژیم‌صهیونیستی را خلق کرده؟

 



نوشته شده در تاريخ 88/06/22 توسط اميد
 

سایت «آینده» به نقل از رئیس‌جمهور نوشته:

«بنده قصد داشتم آقای مشایی را به عنوان  رئیس‌جمهور دولت یازدهم مطرح کنم

 اما متأسفانه چهره او را در جامعه مخدوش کرده‌اند.»

1- آیا به نظر ‌آقای احمدی‌نژاد ریاست جمهوری موروثی است؟

2- چه کسی چهره آقای مشایی را مخدوش کرده؟ ایشان یکی از محبوب‌ترین

 چهره‌های کشور  - بالاخص در میان جماعت طنزپرداز- هستند.

۳- مردم آقای مشایی را واقعاً دوست دارند. مردم همه کسانی را که با گفتار خود

«ادخال سرور فی قلوب مؤمنین» می‌‌کنند و موجبات انبساط خاطر دیگران را فراهم

می‌سازند، دوست دارند. شما خیلی نگران نباشید.

۴- - اگر این‌طوری باشد که هر رئیس‌جمهوری، رئیس‌جمهور بعدی را انتخاب کند،

پس آقای احمدی‌نژاد باید خیلی از خاتمی متشکر باشد.

چندی پیش نیز احمدی‌نژاد در پاسخ به سؤالی درباره کاندیداتوری مشایی در انتخابات

 ریاست جمهوری آینده گفته بود: «هنوز تا انتخابات دور آینده وقت زیاد است.

 ولی اگر آقای مشایی رئیس‌جمهور شود، بنده افتخار می‌کنم معاون اول ایشان باشم.»

- درصد تحقق این «اگر» رئیس‌جمهور چقدر است؟ لطفاً بگویید که نگرانیم.

چون معمولاً «اگر»های ایشان یک جورهایی «شدنی» است.

- الان وضعیت کدام است. معاون کیست و رئیس کدام؟

- اساساً بد نیست هر چهارسال یکبار یک انتخابات رئیس و معاون برگزار شود که مردم

رأی بدهند «مشایی» رئیس باشد و((احمدی نژاد)) معاون یا بالعکس.


منبع: خبرآنلاین



نوشته شده در تاريخ 88/06/22 توسط اميد


نوشته شده در تاريخ 88/06/19 توسط اميد

محمدرضا شفیعی‌کدکنی پنج‌شنبه هفته گذشته راهی فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)

شد،  بی‌آن‌که هیچ‌کدام از دانشجویان و دوستان و علاقه‌مندان به آثارش بدرقه‌اش کنند. او

 رفت تا دهه هفتم زندگی‌اش را به استادی در دانشگاه پرینستون واقع در ایالت نیوجرسی

 آمریکا بپردازد.

 هنوز هیچ مقام  رسمی در دانشگاه تهران از بازنشستگی و عدم بازگشت استاد

کدکنی خبر نداده است، ولی این‌طور به نظر می‌رسد که جای این شاعر و پژوهشگر قابل

 افتخار کشورمان تا سال‌ها در دانشگاه تهران خالی خواهد  بود و دانشجویان دانشکده

ادبیات و  علوم انسانی حسرت کلاس‌های او را خواهند خورد، بی‌آن‌که کسی باشد  تا

حتی اندکی از  جای خالی او را پر کند.

قصه رفتن استاد از یک‌سال پیش که خودش آن را در یکی از کلاس‌هایش مطرح کرد، بر سر

زبان‌ها افتاد اما کسی  آن را باور نکرد و جدی نگرفت. البته معلوم نیست اگر این قصه از

سوی مسئولان دانشگاه تهران باورمی‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد. آیا کسی در صدد

منصرف کردن استاد از این تصمیمش می‌شد؟ آیا شرایطی برای ماندن استاد  فراهم

 می‌شد؟ یا دست روی دست گذاشته  می‌شد که شفیعی کدکنی هم مثل استادان

دیگر تن به  رفتنی بدهد که همیشه از آن گریزان بود.

جایی سروده بود:

ای کاش آدمی وطنش را / مثل بنفشه‌ها / (در جعبه‌های خاک) / یک روز می‌توانست /

همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست / در روشنای باران / در آفتاب پاک.


منبع:خبر آنلاین

 



نوشته شده در تاريخ 88/06/09 توسط اميد

 سیاست > دولت  - رئیس جمهور در پاسخ به آنهایی که می گویند دولت مشورت نمی کند

گفت:کی گفته دولت مشورت نمی کند.

به گزارش خبرآنلاین محمود احمدی نژاد در دفاع از کابینه دهم گفت: با کودک 5ساله هم که

نامه نوشته بود گفت و گو کردم. با یک کودک ده ساله که چند نقاشی کشیده بود و

پیشنهاداتی درباره ترافیک و.. داشت 20 دقیقه صحبت کردم و از او سئوال کردم که چی به

نظرت می رسد.

رئیس جمهور با بیان اینکه «با بیش از 900 نماینده دیدار داشته ایم» افزود:

 چرا دولتی که به تایید مردم و رهبری موفق بوده زیر سئوالی می بریم.

 چطور فکر می کنید دولت مشورت نمی کند؟

 منبع:خبر آنلاین

 



نوشته شده در تاريخ 88/06/08 توسط اميد


نوشته شده در تاريخ 88/06/03 توسط اميد
درباره وبلاگ


fatahpour@gamail.com
bahar 20